پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

سحرگهان که گریبان آفتاب کشند

حریفکان صبوحی شراب ناب کشند

برون در بنشانند عقل و ایمان را

چو در سراچهٔ خلوت به لب شراب کشند

کنند زحمت هستی ز راه مستی دور

که جنس و ناجنس از یکدگر عذاب کشند

بدان که تا بنشانند گرد راه وجود

به پشت مردمک دیده مشک آب کشند

ز راه سینه دوصد میل آتشین هر دم

به دست غیرت در چشم آفتاب کشند

به گاه عربده دندان عقل و دین شکنند

قلم به دست خطلا بر سر صواب کشند

اگر خرد سخن از راه کن مکن گوید

زیاده در رخ او خنجر عتاب کشند

به بوی آنکه ببوسند روی شاهد خویش

چو زلف یار بسی بند و پیچ و تاب کشند

چه خوش بود که سحرگاه ساقیان سوی تو

به دست خویش قدح‌های چون گلاب کشند

ولیک سلسلهٔ صبر حلقه حلقه کنند

اگر به ناز، دمی روی در نقاب کشند

خنک کسی که ازین باده مست و بی خبرش

بغل گرفته ز مجلس به جامه خواب کشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵شاید که دل ز عشق قیامت همی کند
  2. شمارهٔ ۸۶یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
  3. شمارهٔ ۸۷روی از آن خوبتر تواند بود؟
  4. شمارهٔ ۸۸از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
  5. شمارهٔ ۸۹هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
  6. شمارهٔ ۹۰هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان می‌دهد
  7. شمارهٔ ۹۱نیکویی بیش از آن نمی باید
  8. شمارهٔ ۹۲نگارم چو کرد گلستان بر آید
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.