پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

تا نگارم رای رفتن می زند

عشقش آتش در دل من می زند

هجر او خون دل من می خورد

وصل او می بیند و تن می زند

می خورم سیلیّ محکم از غمش

ایمه، سیلی چه؟که گردن می زند

خطّ و رخسارش تو پنداری کسی

غالیه در برگ سوسن می زند

ماه در شب دیده یی خرمن زده؟

روز و شب بر ماه خرمن می زند

گر دلم ز درای رخسارش رواست

راستی را رای روشن می زند

آنچه من با یار سنگین دل کنم

عشق او با من همین فن می زند

من گریبانم می درم از دست او

او همان دستم بدامن می زند

چشم او بر دوستان تیغ جفا

گویی اندر روی دشمن می زند

لابۀ ما در دل سنگین او

باد پنداری بر آهن می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴ای دل تو را گر آرزوی بی‌غمی کند
  2. شمارهٔ ۸۵شاید که دل ز عشق قیامت همی کند
  3. شمارهٔ ۸۶یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
  4. شمارهٔ ۸۷روی از آن خوبتر تواند بود؟
  5. شمارهٔ ۸۸از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
  6. شمارهٔ ۸۹هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
  7. شمارهٔ ۹۰هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان می‌دهد
  8. شمارهٔ ۹۱نیکویی بیش از آن نمی باید
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.