پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

درد دل از حد گذشت و یار نداند

دل همه غم گشت و غمگسار نداند

شد ز ضعیفی تنم چنان که گر او را

گیری صد بار در کنار نداند

جان دهمش پای مزد تا ببرد دل

آری همه کس درین شمار نداند

ماه رخا! با لب تو جان رهی را

هست حدیثی که راز دار نداند

با همه کس خیره داد دست به پیوند

قدر خود آوخ که آن نگار نداند

خواهم کآنرا بگوش تو برسانم

لیک بشرطی که گوشوار نداند

چشم تو کی غم خورد بحال دل من؟

کو همه جز مستی و خمار نداند

جورز خوبان توان ببرد و لیکن

غمزۀ مست تو حدّ کار نداند

خسته دلم را چو آرزوی تو خیزد

چاره بجز صبرو انتظار نداند

آنچه تو دانی ز گونه گونه جفاها

نیک بدآنست که روزگار نداند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰رخ خوبت به قمر می ماند
  2. شمارهٔ ۸۱خبر گل به چمن می آرند
  3. شمارهٔ ۸۲تا نگارم رای رفتن می زند
  4. شمارهٔ ۸۳سحرگهان که گریبان آفتاب کشند
  5. شمارهٔ ۸۴ای دل تو را گر آرزوی بی‌غمی کند
  6. شمارهٔ ۸۵شاید که دل ز عشق قیامت همی کند
  7. شمارهٔ ۸۶یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
  8. شمارهٔ ۸۷روی از آن خوبتر تواند بود؟
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.