پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

رخ خوبت به قمر می ماند

ذوق لعلت به شکر می ماند

عقل با این همه دانایی خویش

چون ترا بیند در می ماند

اندرین عهد همانا فتنه

بسر کوی تو بر می ماند

چشم من بالب تو هر دو جهان

خشک می بازد و تر می ماند

با رخ خوبت تو در خانۀ من

اوّل شب بسحر می ماند

گفتی ار نایم و زحمت ندهم

این بیک چیز دگر می ماند

من ندانسته ام این شیوه ز تو

بطلب کاری زر می ماند

مگر از نازکی عارض تو

بر رخ از بوسه اثر می ماند

هر گه آیی بر من ، روز دگر

در همه شهر خبر می ماند

بوسه خود چیست؟ که بر چهرۀ تو

نقش تیزیّ نظر می ماند

بر من اکنون ز شمار غم تو

نیم جانی و بسر می ماند

هیچ دانی که چو آن بستانی

بر من او را چه قدر می ماند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲تا نگارم رای رفتن می زند
  2. شمارهٔ ۸۳سحرگهان که گریبان آفتاب کشند
  3. شمارهٔ ۸۴ای دل تو را گر آرزوی بی‌غمی کند
  4. شمارهٔ ۸۵شاید که دل ز عشق قیامت همی کند
  5. شمارهٔ ۸۶یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
  6. شمارهٔ ۸۷روی از آن خوبتر تواند بود؟
  7. شمارهٔ ۸۸از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
  8. شمارهٔ ۸۹هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.