پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

گر بر دل من رحم کند یار چه باشد؟

ور یاد کند از من غمخوار چه باشد؟

با قامتش از سرو خرامنده چه آید؟

با عارض او سوسن و گلنار چه باشد؟

زلفش بگرفتم بستم گفت: که بگذار

با دزد در آویخته بگذار چه باشد؟

گفتم دل من دارد و می‌خواهم ازو باز

گفتا اگر او دارد، گو دار، چه باشد؟

می‌نالم و می‌بارم خونابه ز دیده

زین بیش بدست دل افگار چه باشد؟

زنهار همی خواستم از تیغ جفایش

دل گفت مگو بیهده، زنهار چه باشد؟

تن در غم او ده که ازین غم بننالد

آنکس که بداند که غم یار چه باشد

با زلف تو گفتم دل غمخوار مرا ده

گفتا دل که؟ غم چه بود؟ خوار چه باشد؟

چشم تو همی گفتمش: احسنت، چنین کن

اکنون که ببردی به از انکار چه باشد؟

جانا چو تو یک دم نکنی کم ز جفاها

پس حاصل این گریۀ بسیار چه باشد

جان و دل من برد و هنوز اوّل کارست

خود باش تو تا آخر این کار چه باشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳در عشق تو دل بجان همی کوشد
  2. شمارهٔ ۷۴دلم هر شب از عشق چندان بنالد
  3. شمارهٔ ۷۵مژده ای دل که یار باز آمد
  4. شمارهٔ ۷۶سزد گر غنچه چون من دلخوش آمد
  5. شمارهٔ ۷۷باد صبا بین که چها می کند
  6. شمارهٔ ۷۸درد دل از حد گذشت و یار نداند
  7. شمارهٔ ۷۹آه کان قاعدۀ وصل چنان هم بنماند
  8. شمارهٔ ۸۰رخ خوبت به قمر می ماند
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.