پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

۱۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خیزُ دَر دٍه شراب گلگون را
  2. شمارهٔ ۲ ای روی تو آرزوی دل‌ها
  3. شمارهٔ ۳ تا که بر گرد سبزه لاله برست
  4. شمارهٔ ۴ گل رَخت به باغ در فکندست
  5. شمارهٔ ۵ هر که را دل به اختیار خودست
  6. شمارهٔ ۶ شاخ سرسبز و چمن دلشادست
  7. شمارهٔ ۷ هر که اندر موسم گل همچو گل می خواره نیست
  8. شمارهٔ ۸ بس شگرفست کار و بار لبت
  9. شمارهٔ ۹ کی بود؟ کی؟ که در آیم ز درت
  10. شمارهٔ ۱۰ ندانم غنچه را بلبل چه گفته‌ست
  11. شمارهٔ ۱۱ دل غنچه را باز این غم گرفتست
  12. شمارهٔ ۱۲ با لب تو جان شکار زلف تست
  13. شمارهٔ ۱۳ تا دم باد صبا بگشا دست
  14. شمارهٔ ۱۴ آنچه عشق تو در جهان کرده‌ست
  15. شمارهٔ ۱۵ هر که رخسارش آرزو کردست
  16. شمارهٔ ۱۶ رخت از ماه و لبت از شکرست
  17. شمارهٔ ۱۷ امروز روی تو ز همه روز خوشترست
  18. شمارهٔ ۱۸ دلم در آرزوی عشق روی جانانست
  19. شمارهٔ ۱۹ آنکه سرم بر خط فرمان اوست
  20. شمارهٔ ۲۰ به زیر سایهٔ زلف تو عقل گمراهست
  21. شمارهٔ ۲۱ ماه رویا! ز غمت یک دم نیست
  22. شمارهٔ ۲۲ نگار دل سیاهم لاله رنگیست
  23. شمارهٔ ۲۳ بیمار فراق تو بحالیست
  24. شمارهٔ ۲۴ ترا یک ذره خود پروای ما نیست
  25. شمارهٔ ۲۵ از تو جز درد دل و خون جگر حاصل نیست
  26. شمارهٔ ۲۶ چو روی خوب تو خورشید آسمان هم نیست
  27. شمارهٔ ۲۷ دل من ار بغمت خوشتر از زبان تو نیست
  28. شمارهٔ ۲۸ خود ترا عادت دلداری نیست
  29. شمارهٔ ۲۹ دوری از یار اختیاری نیست
  30. شمارهٔ ۳۰ در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت
  31. شمارهٔ ۳۱ دلبرم هم ز بامداد برفت
  32. شمارهٔ ۳۲ باد نوروزی ره بستان گرفت
  33. شمارهٔ ۳۳ ای مرا کرده مشوّش زلفت
  34. شمارهٔ ۳۴ چه باشد گر ز من یادت نیاید
  35. شمارهٔ ۳۵ تا به کف جامِ مِی توانم دید
  36. شمارهٔ ۳۶ اهل تو بازار گوهر بشکند
  37. شمارهٔ ۳۷ دل ز غم عشق تو کی جان برد؟
  38. شمارهٔ ۳۸ ز لعلت عکس در جام می افتاد
  39. شمارهٔ ۳۹ دل بدان دلنواز خواهم داد
  40. شمارهٔ ۴۰ دلم نخست که دل بر وفای یار نهاد
  41. شمارهٔ ۴۱ رخت تاثیر آهی بر نتابد
  42. شمارهٔ ۴۲ نفس باد صبا می جنبد
  43. شمارهٔ ۴۳ کسی که دل به سر زلف یار در بندد
  44. شمارهٔ ۴۴ رنگ رویت بر ارغوان خندد
  45. شمارهٔ ۴۵ رخی چنان که ز خورشید و ماه نتوان کرد
  46. شمارهٔ ۴۶ یار با ما وفا نخواهد کرد
  47. شمارهٔ ۴۷ زلف تو کان همه سرها دارد
  48. شمارهٔ ۴۸ رخ و زلفت از شگرفی، صفت بهار دارد
  49. شمارهٔ ۴۹ تاب جمال تو آفتاب ندارد
  50. شمارهٔ ۵۰ دلبرم رسم خود چنین دارد
  51. شمارهٔ ۵۱ دل من ز اندوه ننگی ندارد
  52. شمارهٔ ۵۲ هر که چون روی تو رویی دارد
  53. شمارهٔ ۵۳ عشق تو گر دست در زمانه برآرد
  54. شمارهٔ ۵۴ گل ز رشک تو پیرهن بدرد
  55. شمارهٔ ۵۵ سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
  56. شمارهٔ ۵۶ دوش با من نگار من آن کرد
  57. شمارهٔ ۵۷ مکن ای دوست اگر بتوان کرد
  58. شمارهٔ ۵۸ ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد
  59. شمارهٔ ۵۹ باد بر خاک ترک تازی کرد
  60. شمارهٔ ۶۰ باز ما را رخ زیبای تو در کار آورد

متن اشعار به نقل از گنجور.