پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

زلف تو کان همه سرها دارد

گوییا هیچ سرما دارد

گرد روی تو چرا حلقه کند

گر نه با ما سر سودا دارد؟

سرکشی چون نکند هندویی

کان همه نعمت و کالا دارد؟

من نگویم که چه دارد زلفت

هر چه دارد همه زیبا دارد

خرمنی مشک فراهم کردست

دامنی عنبر سارا دارد

از لب و عارض و خطّ و دهنت

شکر و عنبر و دیبا دارد

بالش نقره و درج یاقوت

رشتۀ لؤلؤ لالا دارد

بسر تو که ندارد سلطان

آنچه زلف تو بتنها دارد

قد من گشت دو تاتا گویند

کان دو تا زلف تو همتا دارد

نافة مشک اگرش خود بودست

جگر سوخته از ما دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹تاب جمال تو آفتاب ندارد
  2. شمارهٔ ۵۰دلبرم رسم خود چنین دارد
  3. شمارهٔ ۵۱دل من ز اندوه ننگی ندارد
  4. شمارهٔ ۵۲هر که چون روی تو رویی دارد
  5. شمارهٔ ۵۳عشق تو گر دست در زمانه برآرد
  6. شمارهٔ ۵۴گل ز رشک تو پیرهن بدرد
  7. شمارهٔ ۵۵سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
  8. شمارهٔ ۵۶دوش با من نگار من آن کرد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.