پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

تاب جمال تو آفتاب ندارد

با خم زلفت بنفشه تاب ندارد

کرد دلم شب خوش خیالت ازیراک

دیده درین عهد چشم خواب ندارد

غمزهٔ خود را به آب چشم جلا ده

تیغ چه رونق دهد که آب ندارد؟

گفتمش: از من لب تو بوسه که پذرفت

یا بدهد، یا مرا عذاب ندارد

گفت: اگر صبر می‌کنی بکن، ار نی

رو که مرا این همه شتاب ندارد

آنک ترا دور کرد از برم ای یار

شرم ازین چشم اشک تاب ندارد؟

بر من اگر سایه نفکنی رسدت، زانک

ذرّه‌ای از حسنت آفتاب ندارد

سوخته باد آنکه روی خوب تو بنهفت

این سخنم روی در نقاب ندارد

هر چه توانی بکن، عتاب مفرمای

با تو دلم طاقت عتاب ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱دل من ز اندوه ننگی ندارد
  2. شمارهٔ ۵۲هر که چون روی تو رویی دارد
  3. شمارهٔ ۵۳عشق تو گر دست در زمانه برآرد
  4. شمارهٔ ۵۴گل ز رشک تو پیرهن بدرد
  5. شمارهٔ ۵۵سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
  6. شمارهٔ ۵۶دوش با من نگار من آن کرد
  7. شمارهٔ ۵۷مکن ای دوست اگر بتوان کرد
  8. شمارهٔ ۵۸ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.