پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد

ز زلفت شاخ سنبل می‌توان کرد

ز قدّ چفتۀ من در ره عشق

بر آب دیده‌ام پل می‌توان کرد

ز نوک غمزهٔ تو بی‌محابا

سزا در دامن گل می‌توان کرد

ز اشک و چهره در عشقت همه سال

به سیم و زر تجمّل می‌توان کرد

نمی‌شاید سپردن دل به زلفت

نه نیز از وی تغافل می‌توان کرد

نه چون غنچه دهن در می‌توان بست

نه افغان همچو بلبل می‌توان کرد

به زلفت گو برو آهسته بنشین

همه روز این تطاول می‌توان کرد

دلم بر دست و سر می‌پیچد از من

چه گویی این تحمّل می‌توان کرد

به دشنامی دلم را شاد می‌دار

که باری این تفضّل می‌توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰باز ما را رخ زیبای تو در کار آورد
  2. شمارهٔ ۶۱سحرگهان که دم صبح در هوا گیرد
  3. شمارهٔ ۶۲سحرگهان که دم صبح در چمن گیرد
  4. شمارهٔ ۶۳دلم ز آتش غم چنان می گدازد
  5. شمارهٔ ۶۴اگر دلدار من روزی، نقاب از رخ بر اندازد
  6. شمارهٔ ۶۵سوز عشقت جگر همی سوزد
  7. شمارهٔ ۶۶سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
  8. شمارهٔ ۶۷اومید آدمی بوصالت نمی رسد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.