پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

مکن ای دوست اگر بتوان کرد

هر چه از شور وز شر بتوان کرد

نه دل من که بیک غمزۀ تو

عالمی زیر و زبر بتوان کرد

چون سر زلف تو از مشک سیاه

دلی از خون جگر بتوان کرد

نبود لعل وگرنی چو لبت

لبی از تنگ شکر بتوان کرد

توز من روی نهان کرده و پس

گویی اندوه مخور، بتوان کرد؟

صبر تا چند کنم از رخ تو؟

صبر آخر چقدر بتوان کرد؟

جگرم خستی و خونم خوردی

دل ببردی، چه دگر بتوان کرد؟

نیم جانی که بماندست اکنون

به منش بخش اگر بتوان کرد

بهر آن بد گه کنی خرسندم

که از آن نیز بتر بتوان کرد

با رخ تو همه کاری چون زر

بتوان مرد و بزر بتوان کرد

رحمتی از تو توقّع دارم

به بیندیش مگر بتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹باد بر خاک ترک تازی کرد
  2. شمارهٔ ۶۰باز ما را رخ زیبای تو در کار آورد
  3. شمارهٔ ۶۱سحرگهان که دم صبح در هوا گیرد
  4. شمارهٔ ۶۲سحرگهان که دم صبح در چمن گیرد
  5. شمارهٔ ۶۳دلم ز آتش غم چنان می گدازد
  6. شمارهٔ ۶۴اگر دلدار من روزی، نقاب از رخ بر اندازد
  7. شمارهٔ ۶۵سوز عشقت جگر همی سوزد
  8. شمارهٔ ۶۶سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.