پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

گل ز رشک تو پیرهن بدرد

روی تو پرده بر سمن بدرد

چون زند غمزۀ تو دست به تیغ

زهرهٔ مهرِ تیغ‌زن بدرد

ز آرزوی دو لعل جان‌بخشت

مرده بر خویشتن کفن بدرد

چون بخندد دهان شیرینت

پرده بر لؤلؤ عدن بدرد

گوهر از شرم تو دهان صدف

هم به‌دندان خویشتن بدرد

نافه گر بوی زلف تو شنود

شکم خویش در ختن بدرد

با رخت لاف زد به نیکویی

غنچه را باد از آن دهن بدرد

لب تو، چون ز خنده بردوزی

جامه بر صد هزار تن بدرد

هر که خود را بر آستان تو دوخت

پیش تو پوستین من بدرد

مهرت از هر دلی که سر بر زد

چون من و صبح پیرهن بدرد

من ز مستوری تو می‌ترسم

که بسی ستر مرد و زن بدرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶دوش با من نگار من آن کرد
  2. شمارهٔ ۵۷مکن ای دوست اگر بتوان کرد
  3. شمارهٔ ۵۸ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد
  4. شمارهٔ ۵۹باد بر خاک ترک تازی کرد
  5. شمارهٔ ۶۰باز ما را رخ زیبای تو در کار آورد
  6. شمارهٔ ۶۱سحرگهان که دم صبح در هوا گیرد
  7. شمارهٔ ۶۲سحرگهان که دم صبح در چمن گیرد
  8. شمارهٔ ۶۳دلم ز آتش غم چنان می گدازد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.