پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

هر که چون روی تو رویی دارد

سر به سر راحت دنیی دارد

هر که دارد دهن و زلف و خطت

کوثر و سدره و طوبی دارد

از جهان دوست ترا دارد دل

آری چون دارد باری دارد

زنده کن مرده دلم را به دمی

که دهانت دم عیسی دارد

دم زلف تو گرفتست دلم

ابلها کو دم افعی دارد

چشم تو خون دلم کرد حلال

و آنک از خطّ تو فتوی دارد

هر دم آویزد در من غم تو

خود نگوید که چه دعوی دارد

بهر بوسی که ز تو خواسته‌ام

بر منت خشم چرا می‌دارد؟

ندهی خود ندهی حکم تراست

خشم و دشنام چه معنی دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴گل ز رشک تو پیرهن بدرد
  2. شمارهٔ ۵۵سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
  3. شمارهٔ ۵۶دوش با من نگار من آن کرد
  4. شمارهٔ ۵۷مکن ای دوست اگر بتوان کرد
  5. شمارهٔ ۵۸ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد
  6. شمارهٔ ۵۹باد بر خاک ترک تازی کرد
  7. شمارهٔ ۶۰باز ما را رخ زیبای تو در کار آورد
  8. شمارهٔ ۶۱سحرگهان که دم صبح در هوا گیرد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.