پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

دل من ز اندوه ننگی ندارد

چو داند که شادی درنگی ندارد

نیالوده از خون جانم زمانه

همه ترکش غم خدنگی ندارد

کشد تیغ در روی من صبح هر دم

چرا، با من آخر چو جنگی ندارد؟

ز آب سرشک و ز آه دمادم

چه آیینۀ دل که زنگی ندارد؟

ندارد بر چشم من ابر آبی

برِ محنتم کوه سنگی ندارد

بخروارها عیش دارند هر کس

دلم بیش از اندوه تنگی ندارد

بدیدم به چشمِ خرد روی کارم

جز از خون دل هیچ رنگی ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳عشق تو گر دست در زمانه برآرد
  2. شمارهٔ ۵۴گل ز رشک تو پیرهن بدرد
  3. شمارهٔ ۵۵سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
  4. شمارهٔ ۵۶دوش با من نگار من آن کرد
  5. شمارهٔ ۵۷مکن ای دوست اگر بتوان کرد
  6. شمارهٔ ۵۸ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد
  7. شمارهٔ ۵۹باد بر خاک ترک تازی کرد
  8. شمارهٔ ۶۰باز ما را رخ زیبای تو در کار آورد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.