پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

خود ترا عادت دلداری نیست

کار تو جز که دل آزاری نیست

چشم تو تا که چنین ریزد خون

هیچ باکیش ز بیماری نیست

عشق و عاشق همه جایی هستند

کار کس نیز بدین زاری نیست

رخت دل زیر و زبر کردم پاک

ذرّه یی صبر بدیداری نیست

گفتمت نیست ترا خود غم من

سخت خاموشی و پنداری نیست

خود گرفتم که ترا در حق من

هیچ اندیشۀ غمخواری نیست

چه شود؟ از سر بوسی برخیز

در تو این قدر کله داری نیست؟

حاصل ما ز سر زلف تو جز

تیره رویی و نگونساری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت
  2. شمارهٔ ۳۱دلبرم هم ز بامداد برفت
  3. شمارهٔ ۳۲باد نوروزی ره بستان گرفت
  4. شمارهٔ ۳۳ای مرا کرده مشوّش زلفت
  5. شمارهٔ ۳۴چه باشد گر ز من یادت نیاید
  6. شمارهٔ ۳۵تا به کف جامِ مِی توانم دید
  7. شمارهٔ ۳۶اهل تو بازار گوهر بشکند
  8. شمارهٔ ۳۷دل ز غم عشق تو کی جان برد؟
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.