پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

دل من ار بغمت خوشتر از زبان تو نیست

ز روی تنگی باری کم از دهان تو نیست

تنم چو موی شد از عشق و خرّمم آری

که هیچ فرق میان من و میان تو نیست

بگیر یک ره و سخنم بخویشتن درکش

که چفته قامتم آخر کم از کمان تو نیست

ببوسه یی دهنم خوش کن و بده کامم

که هست سودرهی و در آن زیان تو نیست

شعاع خورشید ارچند خار دیده نهد

هزار چون او یک گل ز گلستان تو نیست

قد بلند و رخ خوب سرو و گل را هست

و لیک هیچ دور احسن و لطف آن تو نیست

دلم ببردی و شاید که گر همه جانست

مرا دریغ از آن چشم ناتوان تو نیست

دلا، دلم ز تو بگرفت زانکه در عالم

اسیر عشق بسی اندوکس بسان تو نیست

ز من چه پرسی چندین که یار کیست فلان؟

چو روشنست ترا این قدر که آن تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹دوری از یار اختیاری نیست
  2. شمارهٔ ۳۰در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت
  3. شمارهٔ ۳۱دلبرم هم ز بامداد برفت
  4. شمارهٔ ۳۲باد نوروزی ره بستان گرفت
  5. شمارهٔ ۳۳ای مرا کرده مشوّش زلفت
  6. شمارهٔ ۳۴چه باشد گر ز من یادت نیاید
  7. شمارهٔ ۳۵تا به کف جامِ مِی توانم دید
  8. شمارهٔ ۳۶اهل تو بازار گوهر بشکند
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.