پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

چو روی خوب تو خورشید آسمان هم نیست

بقد و قامت تو سر و بوستان هم نیست

به بوی آنکه به رنگ رخ تو گردد گل

بسی تکلّف‌ها کرد و آنچنان هم نیست

به جان ز لعل تو بوسی خریدم و دانم

که گر نباشد سودی درین زیان هم نیست

دو دست من ز میانت چه طرف بر بندد

تو را چو با کمر آن نیز در میان هم نیست

امید بوس و کنار از تو شد بریده از آنک

به دیدنی ز تو قانع شدیم و آن هم نیست

کم از دهان تو باشد مرا ز لذّت وصل

که نیم چندان روزی از آن دهان هم نیست

بداده‌ام دل و جان تا همی خورم غم تو

که در هوای تو غم نیز رایگان هم نیست

به نیکویی و شگرفیّ تو به بانگ بلند

نه در سپاهان، کاندر همه جهان هم نیست

گرفتم آنکه دلت راست نیست با چاکر

لطافتی به دروغ از سر زبان هم نیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸خود ترا عادت دلداری نیست
  2. شمارهٔ ۲۹دوری از یار اختیاری نیست
  3. شمارهٔ ۳۰در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت
  4. شمارهٔ ۳۱دلبرم هم ز بامداد برفت
  5. شمارهٔ ۳۲باد نوروزی ره بستان گرفت
  6. شمارهٔ ۳۳ای مرا کرده مشوّش زلفت
  7. شمارهٔ ۳۴چه باشد گر ز من یادت نیاید
  8. شمارهٔ ۳۵تا به کف جامِ مِی توانم دید
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.