پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت

خویشتن را به ازین زیر و زبر نتوان داشت

سرخ روییّ خود از لعل تو می دارم چشم

وین چنین چشم کز از خون جگر نتوان داشت

عاشقان را بکرشمه تو چنان ریزی خون

که خود از لذّتش از زخم خبر نتوان داشت

از کنار تو چو طرفی نتوان بر بستن

در میان بسته مرا همچو کمر نتوان داشت

در ره فتنه ازین سر که جمالت دارد

با قویدستی او پای مگر نتوان داشت

غم دستار و کله بود ازین پیش و کنون

بیم آنست که خود گوش بسر نتوان داشت

گوهر اشک من آن لعل دلاویز آمد

که ازو چشم از لعل تو بر نتوان داشت

مردم چشم مرا خون ز قدمها بچکید

بیش ازین او را بر راه گذر نتوان داشت

چشمت از مردمی ار کرد نظر در کارم

خود از آن چشم جزین چشم دگر نتوان داشت

چند گویی که بخود دار نظر تا برهی

تا تو باشی بخود ای دوست نظر نتوان داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲باد نوروزی ره بستان گرفت
  2. شمارهٔ ۳۳ای مرا کرده مشوّش زلفت
  3. شمارهٔ ۳۴چه باشد گر ز من یادت نیاید
  4. شمارهٔ ۳۵تا به کف جامِ مِی توانم دید
  5. شمارهٔ ۳۶اهل تو بازار گوهر بشکند
  6. شمارهٔ ۳۷دل ز غم عشق تو کی جان برد؟
  7. شمارهٔ ۳۸ز لعلت عکس در جام می افتاد
  8. شمارهٔ ۳۹دل بدان دلنواز خواهم داد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.