پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

دل ز غم عشق تو کی جان برد؟

تا که جفای تو برین سان بود

دست کش از دامن تو کوتهست

هر نفسی سوی گریبان برد

لذّت جان کی بود آنرا که او

بی رخ تو عمر بیابان برد؟

تا هوس آن لب و دندان پزد

بس که دلم دست بدندان برد

جای ز نخ باشد آنجا که ماه

باز نخت گوی بمیدان برد

خاک جهان بر سر چوگان و گوی

زلف تو چون سربزنخدان برد

هر چه ترا آرزویست آن بکن

بر رهی آنست که فرمان برد

دان که بدان شاد بود جان من

کز تو غم و جور فراوان برد

آنچه دلم دید ز عشق بتان

وآنچه همی از غم ایشان برد

زنده بر آتش نهمش زین سپس

پیش من ارنام نکو آن برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹دل بدان دلنواز خواهم داد
  2. شمارهٔ ۴۰دلم نخست که دل بر وفای یار نهاد
  3. شمارهٔ ۴۱رخت تاثیر آهی بر نتابد
  4. شمارهٔ ۴۲نفس باد صبا می جنبد
  5. شمارهٔ ۴۳کسی که دل به سر زلف یار در بندد
  6. شمارهٔ ۴۴رنگ رویت بر ارغوان خندد
  7. شمارهٔ ۴۵رخی چنان که ز خورشید و ماه نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۴۶یار با ما وفا نخواهد کرد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.