پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

دلم نخست که دل بر وفای یار نهاد

به بی قراری با خویشتن قرار نهاد

ز جان امید ببّرید و دل ز سر برداشت

پس انگهی قدم اندر ره استوار نهاد

بگرد خویش چو پرگار می دود بر سر

کنون که پای طلب در میان کا نهاد

هر آن ستم که ز دلدار دید در ره عشق

گناه آن همه بر بخت و روزگار نهاد

ز تنگنای دلم چون بجست قطرۀ اشک

ز راه دیده روان سر بکوی یار نهاد

هر آن سیه گریی کان دوزلف با من کرد

برفت و یک یک بر دست آن نگار نهاد

ز بیم تنگی اندر حصار سینه دلم

ذخیرۀ غم و اندوه بی شمار نهاد

مرا بخون دل خود چو تشنه دید فلک

بدست گریه ام این کام در کنار نهاد

هم از نوا در ایّام دان که نرگس تو

مرا بسان گل از نوک غمزه خار نهاد

کسی که نام فراق تو بر زبان آورد

چنان بود که زبان در دهان مار نهاد

وصال را چه کنم زین سپس؟ که مایۀ عمر

فراق او همه در راه انتظار نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲نفس باد صبا می جنبد
  2. شمارهٔ ۴۳کسی که دل به سر زلف یار در بندد
  3. شمارهٔ ۴۴رنگ رویت بر ارغوان خندد
  4. شمارهٔ ۴۵رخی چنان که ز خورشید و ماه نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۴۶یار با ما وفا نخواهد کرد
  6. شمارهٔ ۴۷زلف تو کان همه سرها دارد
  7. شمارهٔ ۴۸رخ و زلفت از شگرفی، صفت بهار دارد
  8. شمارهٔ ۴۹تاب جمال تو آفتاب ندارد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.