پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ز لعلت عکس در جام می افتاد

نشاط عالمش اندر پی افتاد

جهانی می پرستی پیشه کردند

چو از رویت فروغی بر می افتاد

جمالت پرده از رخسار برداشت

گل از بس شرمساری در خوی افتاد

سراپایم چو نی در بند عشقست

غمت در من چو آتش در نی افتاد

دل سرگشته‌ام زان پس که خون شد

بدست عشق تو دانی کی افتاد

ز راه دیده بیرون رفت و عشقت

نشان خون بدید و بر پی افتاد

دلم با عارض ساده‌دل توست

که طرّاری چو زلفت بر وی افتاد

دلم بردی نگه دارش که هرگز

شکاری این چنینت در نی افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰دلم نخست که دل بر وفای یار نهاد
  2. شمارهٔ ۴۱رخت تاثیر آهی بر نتابد
  3. شمارهٔ ۴۲نفس باد صبا می جنبد
  4. شمارهٔ ۴۳کسی که دل به سر زلف یار در بندد
  5. شمارهٔ ۴۴رنگ رویت بر ارغوان خندد
  6. شمارهٔ ۴۵رخی چنان که ز خورشید و ماه نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۴۶یار با ما وفا نخواهد کرد
  8. شمارهٔ ۴۷زلف تو کان همه سرها دارد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.