پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

چه باشد گر ز من یادت نیاید

که از دوری فراموشی فزاید

ز چشمت چشم پرسش هم ندارد

که از بیمار پرسش خود نیاید

مکن، بر جان من بخشایشی کن

بگو آخر که آن مسکین نشاید

سلامی از تو مرسومست ما را

پس از سالی مرا مرسوم باید

چرا بربستی از من راه پرسش؟

مگر کاری ترا زین می گشاید؟

بجان تو که اندر آرزویت

مرا یک روز سالی می نماید

بشب می آورم روزی بحیلت

که شب آبستنست تا خود چه زاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶اهل تو بازار گوهر بشکند
  2. شمارهٔ ۳۷دل ز غم عشق تو کی جان برد؟
  3. شمارهٔ ۳۸ز لعلت عکس در جام می افتاد
  4. شمارهٔ ۳۹دل بدان دلنواز خواهم داد
  5. شمارهٔ ۴۰دلم نخست که دل بر وفای یار نهاد
  6. شمارهٔ ۴۱رخت تاثیر آهی بر نتابد
  7. شمارهٔ ۴۲نفس باد صبا می جنبد
  8. شمارهٔ ۴۳کسی که دل به سر زلف یار در بندد
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.