پرش به محتوای اصلی
حافظ

حافظ

غزلیات

۴۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغامِ دوست
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ اگر چه عرض هنر پیشِ یار بی‌ادبی‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ خوش‌تر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانهٔ کیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ زاهِدِ ظاهِرپَرَست از حالِ ما، آگاه نیست
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ راهی‌ست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیست
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ بلبلی، برگِ گُلی خوش‌رنگ در مِنقار داشت
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ کنون که می‌دمد از بوستان، نسیمِ بهشت
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ شنیده‌ام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ دردِ ما را نیست درمان الغیاث
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ دلِ من در هوایِ روی فرخ
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ روز وصلِ دوستداران یاد باد
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ جمالت آفتابِ هر نظر باد
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۷ حُسن تو همیشه در فزون باد
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۸ خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۹ دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۰ پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۱ عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۲ آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳ بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۴ همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۵ درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۶ کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۷ دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۸ آن کس که به دست جام دارد
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹ دلی که غیب نمای است و جامِ جم دارد
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰ بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد

متن اشعار به نقل از گنجور.