پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸

اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح

صلاحِ ما همه آن است کآن تو راست صلاح

سوادِ زلفِ سیاهِ تو جاعِلُ الظُّلُمات

بَیاضِ رویِ چو ماهِ تو، فالِقُ الأصباح

ز چینِ زلفِ کمندت کسی نیافت خلاص

از آن کمانچهٔ ابرو و تیرِ چشم، نَجاح

ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان

که آشنا نکند در میان آن، مَلّاح

لبِ چو آبِ حیاتِ تو هست قُوَّتِ جان

وجودِ خاکیِ ما را از اوست ذکرِ رَواح

بداد لعلِ لبت بوسه‌ای به صد زاری

گرفت کام دلم زو به صد هزار اِلحاح

دعای جانِ تو وردِ زبان مشتاقان

همیشه تا که بُوَد متّصل مَسا و صَباح

صَلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ

ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳روز وصلِ دوستداران یاد باد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴جمالت آفتابِ هر نظر باد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۶تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷حُسن تو همیشه در فزون باد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.