پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷

حُسن تو همیشه در فزون باد

رویت همه ساله لاله‌گون باد

اندر سرِ ما خیالِ عشقت

هر روز که باد در فزون باد

هر سرو که در چمن درآید

در خدمتِ قامتت نگون باد

چشمی که نه فتنهٔ تو باشد

چون گوهرِ اشک غرقِ خون باد

چشمِ تو ز بهرِ دلربایی

در کردنِ سحر ذوفنون باد

هر جا که دلیست در غمِ تو

بی صبر و قرار و بی سکون باد

قَدِّ همه دلبرانِ عالم

پیشِ الفِ قَدَت چو نون باد

هر دل که ز عشقِ توست خالی

از حلقهٔ وصلِ تو برون باد

لعلِ تو که هست جانِ حافظ

دور از لبِ مردمانِ دون باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.