پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸

خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد

ساحتِ کون و مکان عرصهٔ میدانِ تو باد

زلفِ خاتونِ ظفر شیفتهٔ پرچم توست

دیدهٔ فتحِ ابد عاشقِ جولانِ تو باد

ای که انشاءِ عطارد صفتِ شوکتِ توست

عقل کل چاکرِ طُغراکشِ دیوانِ تو باد

طِیرهٔ جلوهٔ طوبی قدِ چون سروِ تو شد

غیرتِ خُلدِ بَرین ساحتِ بُستانِ تو باد

نه به تنها حَیَوانات و نَباتات و جَماد

هر چه در عالمِ امر است به فرمانِ تو باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.