پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵

درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد

نهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمانِ خراباتی به عزت باش با رندان

که دردِ سر کشی جانا! گرت مستی خمار آرد

شبِ صحبت غنیمت دان که بعد از روزگارِ ما

بسی گردش کُنَد گردون، بسی لیل و نهار آرد

عَماری‌دارِ لیلی را که مَهدِ ماه در حکم است

خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهارِ عمر خواه ای دل! و گر نه این چمن هر سال

چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هِزار آرد

خدا را چون دلِ ریشم قراری بست با زلفت

بفرما لعلِ نوشین را که زودش با قرار آرد

در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه‌سر، حافظ

نشیند بر لبِ جویی و سروی در کنار آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸آن کس که به دست جام دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹دلی که غیب نمای است و جامِ جم دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲هر آن‌که جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.