پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴

آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد

باز با دلشدگان ناز و عِتابی دارد

از سَرِ کُشتهٔ خود می‌گذری همچون باد

چه توان کرد؟ که عمر است و شتابی دارد

ماهِ خورشید نُمایَش ز پسِ پردهٔ زلف

آفتابیست که در پیش سَحابی دارد

چشمِ من کرد به هر گوشه روان سیلِ سرشک

تا سَهی سَروِ تو را تازه‌تر آبی دارد

غمزهٔ شوخِ تو خونم به خطا می‌ریزد

فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد

آب حَیوان اگر این است که دارد لبِ دوست

روشن است این که خِضِر بهره سرابی دارد

چشمِ مخمورِ تو دارد ز دلم قصدِ جگر

تُرک مست است مگر میلِ کبابی دارد

جانِ بیمارِ مرا نیست ز تو روی سؤال

ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

کِی کُنَد سویِ دلِ خستهٔ حافظ نظری

چشمِ مستش که به هر گوشه خرابی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶جان، بی‌جمالِ جانان میلِ جهان ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸نیست دَر شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹اگر نه باده غمِ دل ز یادِ ما بِبَرَد
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰سحر بلبل حکایت با صبا کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲به آبِ روشنِ می، عارفی طهارت کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳صوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.