پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲

به آبِ روشنِ می، عارفی طهارت کرد

عَلَی الصَّباح، که میخانه را زیارت کرد

همین که ساغرِ زَرّینِ خور، نهان گردید

هِلال عید به دورِ قدح اشارت کرد

خوشا نماز و نیازِ کسی که از سرِ درد

به آبِ دیده و خونِ جگر طهارت کرد

امام خواجه، که بودش سرِ نمازِ دراز

به خونِ دخترِ رَز، خرقه را قِصارت کرد

دلم ز حلقهٔ زلفش به جان خرید آشوب

چه سود دید؟ ندانم، که این تجارت کرد

اگر امامِ جماعت طلب کند امروز

خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷دل از من بُرد و روی از من نهان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸یاد باد آن که ز ما وقتِ سفر یاد نکرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.