پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱

دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟

چون بشد دلبر و با یارِ وفادار چه کرد

آه از آن نرگسِ جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردمِ هشیار چه کرد

اشکِ من رنگِ شفق یافت ز بی‌مِهری یار

طالعِ بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزلِ لیلی بدرخشید سحر

وَه که با خرمنِ مجنونِ دل‌افگار چه کرد

ساقیا جامِ مِی‌ام دِه که نگارندهٔ غیب

نیست معلوم که در پردهٔ اسرار چه کرد

آن که پُرنقش زد این دایرهٔ مینایی

کس ندانست که در گردشِ پرگار چه کرد

فکرِ عشق آتشِ غم در دلِ حافظ زد و سوخت

یارِ دیرینه ببینید که با یار چه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴به سِرِّ جامِ جم آنگه نظر توانی کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۵چه مستیی است ندانم که رو به ما آورد
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶صبا وقتِ سحر بویی ز زلفِ یار می‌آورد
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷بریدِ بادِ صبا دوشم آگهی آورد
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸یارم چو قدحْ به دست گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹دلم جز مِهرِ مَه‌رویان، طریقی بر نمی‌گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.