پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

عارفان را همه در شُربِ مُدام اندازد

ور چُنین زیرِ خَم زلف نهد دانهٔ خال

ای بسا مرغِ خِرَد را که به دام اندازد

ای خوشا دولتِ آن مست که در پایِ حریف

سر و دستار نداند که کدام اندازد

زاهدِ خام که انکارِ مِی و جام کند

پخته گردد چو نظر بر میِ خام اندازد

روز در کسبِ هنر کوش که مِی خوردنِ روز

دلِ چون آینه، در زنگِ ظَلام اندازد

آن زمان وقتِ میِ صبح فروغ است که شب

گِردِ خَرگاهِ افق پردهٔ شام اندازد

باده با محتسبِ شهر ننوشی زنهار

بخورد باده‌ات و سنگ به جام اندازد

حافظا سر ز کُلَه گوشهٔ خورشید برآر

بختت ار قرعه بدان ماهِ تمام اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳سحر چون خسرو خاور، عَلَم بر کوهساران زد
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زد
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵اگر روم ز پِی‌اش فتنه‌ها برانگیزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷هر که را با خطِ سبزت سرِ سودا باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۹نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.