پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹

رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد

صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد

سیلِ سرشک ما ز دلش کین به در نَبُرد

در سنگِ خاره قطرهٔ باران اثر نکرد

یا رب تو آن جوانِ دلاور نگاه‌دار

کز تیرِ آهِ گوشه‌نشینان حذر نکرد

ماهی و مرغْ دوش ز افغانِ من نَخُفت

وان شوخْ‌دیده بین که سر از خواب برنکرد

می‌خواستم که میرَمَش اندر قدم چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد

جانا کدام سنگدلِ بی‌کفایت است

کاو پیشِ زخمِ تیغِ تو جان را سپر نکرد؟

کِلکِ زبان‌بریدهٔ حافظ در انجمن

با کس نگفت رازِ تو تا تَرکِ سر نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴به سِرِّ جامِ جم آنگه نظر توانی کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵چه مستیی است ندانم که رو به ما آورد
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶صبا وقتِ سحر بویی ز زلفِ یار می‌آورد
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷بریدِ بادِ صبا دوشم آگهی آورد
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸یارم چو قدحْ به دست گیرد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.