پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد

سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست

به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد

جمالِ صورت و معنی ز امنِ صحتِ توست

که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد

در آن بساط که حُسن تو جلوه آغازد

مجالِ طعنهٔ بدبین و بدپسند مباد

هر آن که رویِ چو ماهت به چشمِ بد بیند

بر آتشِ تو بجز جانِ او سپند مباد

شفا ز گفتهٔ شِکَّرفِشانِ حافظ جوی

که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۲آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.