پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱

شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن

که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

ز انقلابِ زمانه عجب مدار که چرخ

از این فسانه هزاران هزار دارد یاد

قدح به شرطِ ادب گیر زان که ترکیبش

ز کاسهٔ سرِ جمشید و بهمن است و قباد

که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند؟

که واقف است که چون رفت تخت جم، بر باد؟

ز حسرتِ لبِ شیرین هنوز می‌بینم

که لاله می‌دمد از خونِ دیدهٔ فرهاد

مگر که لاله بدانست بی‌وفاییِ دهر

که تا بزاد و بِشُد، جامِ می ز کف نَنَهاد

بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم

مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد

نمی‌دهند اجازت مرا به سِیرِ سفر

نسیمِ بادِ مُصَلّا و آبِ رُکن آباد

قدح مگیر چو حافظ مگر به نالهٔ چنگ

که بسته‌اند بر ابریشمِ طرب دلِ شاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۳روز وصلِ دوستداران یاد باد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴جمالت آفتابِ هر نظر باد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷حُسن تو همیشه در فزون باد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.