پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴

جمالت آفتابِ هر نظر باد

ز خوبی رویِ خوبت خوب‌تر باد

هُمای زلفِ شاهین شهپرت را

دلِ شاهانِ عالم زیرِ پَر باد

کسی کو بستهٔ زلفت نباشد

چو زلفت درهم و زیر و زبر باد

دلی کو عاشقِ رویت نباشد

همیشه غرقه در خونِ جگر باد

بُتا چون غَمزه‌ات ناوَک فشاند

دلِ مجروحِ من پیشش سپر باد

چو لعل شکَّرینَت بوسه بخشد

مذاقِ جانِ من زو پُرشِکر باد

مرا از توست هر دم تازه عشقی

تو را هر ساعتی حُسنی دگر باد

به جان، مشتاق روی توست حافظ

تو را در حالِ مشتاقان نظر باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷حُسن تو همیشه در فزون باد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.