پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد

گفتا شراب نوش و غمِ دل بِبَر ز یاد

گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ

گفتا قبول کن سخن و هر چه باد، باد

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست

از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ

در معرضی که تخت سلیمان رَوَد به باد

حافظ گرت ز پندِ حکیمان مَلالت است

کوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳روز وصلِ دوستداران یاد باد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴جمالت آفتابِ هر نظر باد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷حُسن تو همیشه در فزون باد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.