پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵

خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیست

تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی‌چیزی نیست

از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم

«این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بی‌چیزی نیست»

جان درازیِ تو بادا که یقین می‌دانم

در کمان ناوَک مژگانِ تو، بی‌چیزی نیست

مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق

ای دل! این ناله و افغان تو، بی‌چیزی نیست

دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت

ای گل! این چاکِ گریبانِ تو، بی‌چیزی نیست

دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان می‌دارد

حافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بی‌چیزی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷بلبلی، برگِ گُلی خوش‌رنگ در مِنقار داشت
  2. غزل شمارهٔ ۷۸دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت
  3. غزل شمارهٔ ۷۹کنون که می‌دمد از بوستان، نسیمِ بهشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۰عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!
  5. غزل شمارهٔ ۸۱صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
  6. غزل شمارهٔ ۸۲آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت
  7. غزل شمارهٔ ۸۳گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت
  8. غزل شمارهٔ ۸۴ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.