پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳

گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت

ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت

برقِ عشق ار خرمنِ پشمینه پوشی سوخت سوخت

جورِ شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت

در طریقت رنجشِ خاطر نباشد می بیار

هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت

عشقبازی را تحمل باید ای دل، پای دار

گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت

گر دلی از غمزهٔ دلدار باری برد برد

ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت

از سخن چینان ملالت‌ها پدید آمد ولی

گر میانِ همنشینان ناسزایی رفت رفت

عیبِ حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه

پای آزادی چه بندی؟ گر به جایی رفت رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت
  2. غزل شمارهٔ ۸۶ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
  3. غزل شمارهٔ ۸۷حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۸۸شنیده‌ام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت
  5. غزل شمارهٔ ۸۹یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
  6. غزل شمارهٔ ۹۰ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
  7. غزل شمارهٔ ۹۱ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
  8. غزل شمارهٔ ۹۲میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.