پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

تا دامنِ کفن نکشم زیرِ پایِ خاک

باور مکن که دست ز دامن بدارمت

محرابِ ابرویت بنما تا سحرگهی

دستِ دعا برآرم و در گردن آرمت

گر بایدم شدن سویِ هاروتِ بابلی

صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت

خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب

بیمار باز پرس که در انتظارمت

صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار

بر بویِ تخمِ مِهر که در دل بکارمت

خونم بریخت وز غمِ عشقم خلاص داد

مِنّت پذیرِ غمزهٔ خنجر گذارمت

می‌گریم و مرادم از این سیلِ اشک‌بار

تخمِ محبّت است که در دل بکارمت

بارم ده از کرم سویِ خود تا به سوزِ دل

در پای دم‌به‌دم گهر از دیده بارمت

حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضعِ توست

فِی‌الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت
  2. غزل شمارهٔ ۹۴زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت
  3. غزل شمارهٔ ۹۵مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
  4. غزل شمارهٔ ۹۶دردِ ما را نیست درمان الغیاث
  5. غزل شمارهٔ ۹۷تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج
  6. غزل شمارهٔ ۹۸اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح
  7. غزل شمارهٔ ۹۹دلِ من در هوایِ روی فرخ
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.