پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶

دردِ ما را نیست درمان الغیاث

هجرِ ما را نیست پایان الغیاث

دین و دل بردند و قَصدِ جان کنند

الغیاث از جورِ خوبان، الغیاث

در بهایِ بوسه‌ای جانی طلب

می‌کنند این دلسِتانان الغیاث

خونِ ما خوردند این کافَردلان

ای مسلمانان چه درمان؟ الغیاث

هم‌چو حافظ روز و شب بی‌خویشتن

گَشته‌ام سوزان و گریان الغیاث

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح
  2. غزل شمارهٔ ۹۹دلِ من در هوایِ روی فرخ
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳روز وصلِ دوستداران یاد باد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴جمالت آفتابِ هر نظر باد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.