پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

بازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت

خاکِ رهِ آن یارِ سفرکرده بیارید

تا چشمِ جهان بین کُنَمَش جایِ اقامت

فریاد که از شش جهتم راه بِبَستند

آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

امروز که در دستِ توام مرحمتی کن

فردا که شَوَم خاک چه سود اشکِ ندامت

ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق

ما با تو نداریم سخن، خیر و سلامت

درویش مکن ناله ز شمشیرِ اَحِبّا

کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

در خرقه زن آتش که خمِ ابرویِ ساقی

بر می‌شکند گوشهٔ محراب امامت

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم

بیدادِ لطیفان همه لطف است و کرامت

کوته نکند بحث سرِ زلف تو حافظ

پیوسته شد این سلسله تا روزِ قیامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
  2. غزل شمارهٔ ۹۲میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
  3. غزل شمارهٔ ۹۳چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت
  4. غزل شمارهٔ ۹۴زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت
  5. غزل شمارهٔ ۹۵مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
  6. غزل شمارهٔ ۹۶دردِ ما را نیست درمان الغیاث
  7. غزل شمارهٔ ۹۷تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج
  8. غزل شمارهٔ ۹۸اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.