پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵

شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت

رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بود

بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیم

وز پی‌اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد

دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

شد چمان در چمنِ حسن و لطافت لیکن

در گلستانِ وصالش نَچَمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم

کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۸۸شنیده‌ام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت
  3. غزل شمارهٔ ۸۹یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
  4. غزل شمارهٔ ۹۰ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
  5. غزل شمارهٔ ۹۱ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
  6. غزل شمارهٔ ۹۲میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
  7. غزل شمارهٔ ۹۳چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت
  8. غزل شمارهٔ ۹۴زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.