پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت

آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت

وین پیرِ سال‌خورده جوانی ز سر گرفت

آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت

وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت

زنهار از آن عبارتِ شیرینِ دل‌فریب

گویی که پستهٔ تو سخن در شکر گرفت

بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود

عیسی‌دمی خدا بفرستاد و برگرفت

هر سروقد که بر مَه و خور حسن می‌فروخت

چون تو درآمدی پیِ کاری دگر گرفت

زین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداست

کوته‌نظر ببین که سخن مختصر گرفت

حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت

تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸شنیده‌ام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت
  2. غزل شمارهٔ ۸۹یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
  3. غزل شمارهٔ ۹۰ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
  4. غزل شمارهٔ ۹۱ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
  5. غزل شمارهٔ ۹۲میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
  6. غزل شمارهٔ ۹۳چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت
  7. غزل شمارهٔ ۹۴زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت
  8. غزل شمارهٔ ۹۵مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.