پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ست

که ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاری‌ست

در آن زمین که نسیمی وزد ز طُرِّهٔ دوست

چه جایِ دم زدنِ نافه‌های تاتاری‌ست

بیار باده که رنگین کنیم جامهٔ زرق

که مستِ جامِ غروریم و نام هشیاری‌ست

خیالِ زلفِ تو پختن نه کارِ هر خامی‌ست

که زیرِ سلسله رفتن طریقِ عیّاری‌ست

لطیفه‌ای‌ست نهانی که عشق از او خیزد

که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاری‌ست

جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خال

هزار نکته در این کار و بارِ دلداری‌ست

قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند

قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاری‌ست

بر آستان تو مشکل توان رسید آری

عروج بر فلکِ سروری به دشواری‌ست

سحر کرشمهٔ چشمت به خواب می‌دیدم

زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری‌ست

دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ

که رستگاریِ جاوید در کم آزاری‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۶۹کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۰مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۱زاهِدِ ظاهِرپَرَست از حالِ ما، آگاه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۲راهی‌ست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۳روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۴حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۵خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.