پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

راهی‌ست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست

آن‌جا جُز آن‌که جان بِسِپارَنْد، چارِه نیست

هر گَه که دِل به عِشْق دِهی، خوش دَمی بُوَد

در کارِ خِیْر، حاجَتِ هیچ اِسْتِخاره نیست

ما را زِ مَنْعِ عَقْل مَتَرْسان و مِی بیار!

کآن شِحْنِه در وِلایَتِ ما، هیچ کارِه نیست

اَز چَشْمِ خود بِپُرس که ما را که می‌کُشَد؟

جانا، گُناهِ طالِع و جُرْمِ سِتارِه نیست

او را به چَشْمِ پاک، تَوان دید چون هِلال

هَر دیده، جایِ جِلْوِهٔ آن ماه‌پارِه نیست

فُرْصَت شِمُر طَریقِهٔ رِنْدی که این نِشان

چون راهِ گَنْج، بَر هَمِه‌کَس، آشْکارِه نیست

نَگْرِفْت در تو، گِرْیِهٔ «حافِظ»، به هیچ رو

حِیْرانِ آن دِلَم که کَم از سَنْگِ خارِه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۵خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۶جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۷بلبلی، برگِ گُلی خوش‌رنگ در مِنقار داشت
  5. غزل شمارهٔ ۷۸دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت
  6. غزل شمارهٔ ۷۹کنون که می‌دمد از بوستان، نسیمِ بهشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۰عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!
  8. غزل شمارهٔ ۸۱صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.