پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷

یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانهٔ کیست؟

جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟

حالیا خانه‌براندازِ دل و دین من است

تا در آغوشِ که می‌خسبد و هم‌خانهٔ کیست؟

بادهٔ لعلِ لبش کز لبِ من دور مباد

راحِ روحِ که و پیمان‌ده پیمانهٔ کیست؟

دولتِ صحبتِ آن شمعِ سعادت‌پرتو

باز پرسید خدا را که به پروانهٔ کیست؟

می‌دهد هر کَسَش افسونی و معلوم نشد

که دلِ نازکِ او مایلِ افسانهٔ کیست!

یا رب آن شاه‌وَشِ ماه‌رخِ زهره‌جبین

دُرِّ یکتایِ که و گوهر یک‌دانهٔ کیست؟

گفتم آه از دلِ دیوانهٔ حافظ بی‌تو

زیرِ لب خنده‌زنان گفت که دیوانهٔ کیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۰مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۱زاهِدِ ظاهِرپَرَست از حالِ ما، آگاه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۲راهی‌ست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۳روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۴حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۵خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۶جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.