پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی

سیف فرغانی

غزلیات

۵۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ نه هرچه عشق توبود از درون برون کردم
  2. شمارهٔ ۳۶۲ نگارا گرد کوی تو اگر بسیار می‌گردم
  3. شمارهٔ ۳۶۳ اگر بر درگه جانان چو سگ بسیار می‌گردم
  4. شمارهٔ ۳۶۴ مجلس انس ترا چون محرم راز آمدم
  5. شمارهٔ ۳۶۵ ای توانگر چو (ن) گدایانت بدر باز آمدم
  6. شمارهٔ ۳۶۶ نگارا تا ترا دیدم دل اندر کس نمی بندم
  7. شمارهٔ ۳۶۷ نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدم
  8. شمارهٔ ۳۶۸ چو روی تو گل رنگین ندیدم
  9. شمارهٔ ۳۶۹ عشقم دلیل شد بسوی دوست راه دیدم
  10. شمارهٔ ۳۷۰ باز بر لوح ضمیر از وصف روی دلبرم
  11. شمارهٔ ۳۷۱ بیک نظر دل خلقی همی برد یارم
  12. شمارهٔ ۳۷۲ مدتی شد که من از عشق تو سودا دارم
  13. شمارهٔ ۳۷۳ نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
  14. شمارهٔ ۳۷۴ من تحفه از دل می‌کنم نزدیک جانان می‌برم
  15. شمارهٔ ۳۷۵ گر کسی را حسد آید که تو را می‌نگرم
  16. شمارهٔ ۳۷۶ تا نقش تو هست در ضمیرم
  17. شمارهٔ ۳۷۷ ای غم تو روغن چراغ ضمیرم
  18. شمارهٔ ۳۷۸ اگر شبی ز وصال تو کام برگیرم
  19. شمارهٔ ۳۷۹ چو برقع ز رخ برگشایی بمیرم
  20. شمارهٔ ۳۸۰ از عشق دل افروزم چون شمع همی سوزم
  21. شمارهٔ ۳۸۱ بغیر دوست نداند کسی که من چه کسم
  22. شمارهٔ ۳۸۲ به روز وصل ز هجران یار می‌ترسم
  23. شمارهٔ ۳۸۳ ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم
  24. شمارهٔ ۳۸۴ آنجا که جای دوست بود من نمی رسم
  25. شمارهٔ ۳۸۵ ای برده آب روی من ازعشق تو درآتشم
  26. شمارهٔ ۳۸۶ ای برده رویت آب مه ازمهر تو درآتشم
  27. شمارهٔ ۳۸۷ جانست وتن در آتش عشق ودرآب چشم
  28. شمارهٔ ۳۸۸ ای منور بروی تو هر چشم
  29. شمارهٔ ۳۸۹ شب نیست که خون نبارم از چشم
  30. شمارهٔ ۳۹۰ ای عارض و خط تو شده صبح و شام چشم
  31. شمارهٔ ۳۹۱ آن توانگر بمعالی که منش درویشم
  32. شمارهٔ ۳۹۲ گر عیب کنی که زار می نالم
  33. شمارهٔ ۳۹۳ عشق تو زیر و زبر دارد دلم
  34. شمارهٔ ۳۹۴ ای گنج غم نهاده بویرانه دلم
  35. شمارهٔ ۳۹۵ گر دست دوست وار در آری بگردنم
  36. شمارهٔ ۳۹۶ ای دوست‌تر از جانم زین بیش مرنجانم
  37. شمارهٔ ۳۹۷ گر دست رسد روزی در پات سرافشانم
  38. شمارهٔ ۳۹۸ گر از ره تو بود خاک را گهر دانم
  39. شمارهٔ ۳۹۹ بی تو بحال عجب همی گذرانم
  40. شمارهٔ ۴۰۰ مرا که روی (تو) باید بگلستان چه کنم
  41. شمارهٔ ۴۰۱ بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنم
  42. شمارهٔ ۴۰۲ بندهٔ عشقِ توام زآن پادشایی می‌کنم
  43. شمارهٔ ۴۰۳ مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم
  44. شمارهٔ ۴۰۴ بکوش تا بنشینیم یک نفس با هم
  45. شمارهٔ ۴۰۵ روز نوروزست وبوی گل همی آرد نسیم
  46. شمارهٔ ۴۰۶ ما دل برای دوست ز جان برگرفته ایم
  47. شمارهٔ ۴۰۷ درعشق دوست ازسر جان نیز بگذریم
  48. شمارهٔ ۴۰۸ ما گدای در جانان نه برای نانیم
  49. شمارهٔ ۴۰۹ ای گشته نهان از من پیدات همی جویم
  50. شمارهٔ ۴۱۰ غنچه چون کرد تبسم سوی صحرا نرویم
  51. شمارهٔ ۴۱۱ آن دوست که ما ازآن اوییم
  52. شمارهٔ ۴۱۲ ای باغ نیکویی گل روی تو را چمن
  53. شمارهٔ ۴۱۳ ای چشم من از رخ تو روشن
  54. شمارهٔ ۴۱۴ بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن
  55. شمارهٔ ۴۱۵ ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن
  56. شمارهٔ ۴۱۶ ای از خمار چشم تو آشوب در جهان
  57. شمارهٔ ۴۱۷ ایا عشقت گرفته عالم جان
  58. شمارهٔ ۴۱۸ من از خدای جهان عمر می‌خواهم چندان
  59. شمارهٔ ۴۱۹ ای غمت هم‌نشین بیداران
  60. شمارهٔ ۴۲۰ ای گلستان شکفته بنسیم وباران

متن اشعار به نقل از گنجور.