پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی

سیف فرغانی

غزلیات

۵۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ ای خواسته زلعل لب آن نگار بوس
  2. شمارهٔ ۳۰۲ اگرچه راه بسی بود تا من از آتش
  3. شمارهٔ ۳۰۳ جرعه یی می نخورده از دستش
  4. شمارهٔ ۳۰۴ قند خجل می شود از لب چون شکرش
  5. شمارهٔ ۳۰۵ دلارامی که همچون مه بشب بینند دیدارش
  6. شمارهٔ ۳۰۶ گرچه جان می دهم از آرزوی دیدارش
  7. شمارهٔ ۳۰۷ دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش
  8. شمارهٔ ۳۰۸ شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش
  9. شمارهٔ ۳۰۹ ترکی‌ست یار من که نداند کس از گلش
  10. شمارهٔ ۳۱۰ ترکیست یار من که نداند کس از گلش
  11. شمارهٔ ۳۱۱ دلستانی که بجان نیست امان از چشمش
  12. شمارهٔ ۳۱۲ آنچه ز توست حال من گفت نمی‌توانمش
  13. شمارهٔ ۳۱۳ چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش
  14. شمارهٔ ۳۱۴ آن دلارامی که آرامی نباشد با منش
  15. شمارهٔ ۳۱۵ چو شدبخنده شکر بار پسته دهنش
  16. شمارهٔ ۳۱۶ ای خریداران رویت عاشقان جان فروش
  17. شمارهٔ ۳۱۷ چون ازآن موسم کز وگرددجهان را وقت خوش
  18. شمارهٔ ۳۱۸ ای بت پسته دهن وقت تو چون نامت خوش
  19. شمارهٔ ۳۱۹ زهی از جمال تو گشته جهان خوش
  20. شمارهٔ ۳۲۰ زهی از زلف تو جان حلقه در گوش
  21. شمارهٔ ۳۲۱ تا چه معنیست در آن روی جهان آرایش
  22. شمارهٔ ۳۲۲ منم امروز دور از مشرب خویش
  23. شمارهٔ ۳۲۳ سزد که صبر کنم بر فراق دلبر خویش
  24. شمارهٔ ۳۲۴ ای مرا نادیده کرده عاشق دیدار خویش
  25. شمارهٔ ۳۲۵ عشق تو در مخزن جانم نهاد اسرار خویش
  26. شمارهٔ ۳۲۶ من ز عشق تو رستم از غم خویش
  27. شمارهٔ ۳۲۷ یار سلطانست ومن در خدمت سلطان خویش
  28. شمارهٔ ۳۲۸ گر خوش کنم دهان زلب دلستان خویش
  29. شمارهٔ ۳۲۹ ای ستم کرده همیشه با وفاداران خویش
  30. شمارهٔ ۳۳۰ ای ز عشقت مهر و مه سرگشته در گردون خویش
  31. شمارهٔ ۳۳۱ یار بر من در فشاند از لؤلوی مکنون خویش
  32. شمارهٔ ۳۳۲ ای بی خبر زحسن گلستان روی خویش
  33. شمارهٔ ۳۳۳ نظر کن روی آن دلبر ببین شمع
  34. شمارهٔ ۳۳۴ ای ترا هرگز نبوده یاری از یاران دریغ
  35. شمارهٔ ۳۳۵ دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق
  36. شمارهٔ ۳۳۶ گربشنوی که ناله کند دردمند عشق
  37. شمارهٔ ۳۳۷ دلم ببوسه شکر خواست زآن لب چو عقیق
  38. شمارهٔ ۳۳۸ مرا که در تن بی قوتست جانی خشک
  39. شمارهٔ ۳۳۹ ای نرگس تو مست و لب تو شراب رنگ
  40. شمارهٔ ۳۴۰ ای که در باغ جمالست رخ تو چون گل
  41. شمارهٔ ۳۴۱ مرا از عشق تو دستیست بر دل
  42. شمارهٔ ۳۴۲ ای سجده کرده پیش جمالت بت چگل
  43. شمارهٔ ۳۴۳ ز روی پرده برافگن که خلق را عیدست
  44. شمارهٔ ۳۴۴ ایا سلطان عشق تو نشسته بر سریر دل
  45. شمارهٔ ۳۴۵ ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل
  46. شمارهٔ ۳۴۶ دل نمیرد تا ابد گر عشق باشد جان دل
  47. شمارهٔ ۳۴۷ دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل
  48. شمارهٔ ۳۴۸ ای آنکه عشق تو دل جانست وجان دل
  49. شمارهٔ ۳۴۹ ای ز زلفت حلقه یی بر پای دل
  50. شمارهٔ ۳۵۰ تنی داری بسان خرمن گل
  51. شمارهٔ ۳۵۱ باغ را گرچه به رخ کرد بهشت آیین گل
  52. شمارهٔ ۳۵۲ چو بیند روی تو ای نازنین گل
  53. شمارهٔ ۳۵۳ در گلستان گرنباشد شاهد رعنای گل
  54. شمارهٔ ۳۵۴ عاشقان راسوی خود هم خود بود جانان دلیل
  55. شمارهٔ ۳۵۵ ما جان فدای آن رخ نیکوش می‌کنیم
  56. شمارهٔ ۳۵۶ ای ز رویت پرتوی مرآفرینش را تمام
  57. شمارهٔ ۳۵۷ آنی که کس بخوبی تو من ندیده ام
  58. شمارهٔ ۳۵۸ بتی که ازلب او ذوق جان همی یابم
  59. شمارهٔ ۳۵۹ گر بدان خوش پسر رسد دستم
  60. شمارهٔ ۳۶۰ می سزد گر جان دهم چون دلستانی یافتم

متن اشعار به نقل از گنجور.