پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

ای نرگس تو مست و لب تو شراب رنگ

گل در چمن ز روی تو کرد اکتساب رنگ

من تشنه وصال توام لطف کن مرا

سیراب بوسه کن بلبان شراب رنگ

تو رنگ روی خود بنقاب از رهی مپوش

کز روی تو اثر کند اندر نقاب رنگ

گر پرتوی ز روی تو بر آسمان فتد

گیرد ز عکس او چو شفق آفتاب رنگ

چون گل ببوی من همه آفاق خوش شود

گر من چو میوه گیرم از آن ماهتاب رنگ

ما را بتست نسبت و همچون تو نیستیم

گل رنگ دارد و نبود در گلاب رنگ

اجزای خاک و آب چو وارست بعد از آن

دیگر بذات او نگرفت انتساب رنگ

ما را دلی پر آتش سوداست تا ترا

پیراهن از هواست بر اندام آب رنگ

مطلوب عاشقان ز سخن ذوق نام تست

مقصود تشنگان نبود از جلاب رنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱مرا از عشق تو دستیست بر دل
  2. شمارهٔ ۳۴۲ای سجده کرده پیش جمالت بت چگل
  3. شمارهٔ ۳۴۳ز روی پرده برافگن که خلق را عیدست
  4. شمارهٔ ۳۴۴ایا سلطان عشق تو نشسته بر سریر دل
  5. شمارهٔ ۳۴۵ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل
  6. شمارهٔ ۳۴۶دل نمیرد تا ابد گر عشق باشد جان دل
  7. شمارهٔ ۳۴۷دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل
  8. شمارهٔ ۳۴۸ای آنکه عشق تو دل جانست وجان دل
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.