پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

ای سجده کرده پیش جمالت بت چگل

مطلوب خلق عالم ومحبوب اهل دل

هم شهد از حلاوت گفتار تو برشک

هم حسن از طراوت رخسارتو خجل

علم ازل تواتر انوار تو بجان

ملک ابد تعلق غمهای تو بدل

خاصیتی است عشق ترا بر خلاف رسم

ینجی لمن یعذب یهدی لمن یضل

زین عام را خبر نه که خاص از برای تست

تأثیرلطف صنع یدالله در آب وگل

باشد وجود تو قلم صنع را مداد

یک یک حروف کون بهم گشت متصل

مانند تو در انجم وافلاک کس ندید

مجموعه یی بر انفس وآفاق مشتمل

مصباح ماه را شده چون شمع آفتاب

مشکاة نور روشن از آن روی مشتعل

از مکتب فقیر تو گردون خوهد زکات

با نعمت گدای تو قارون بود مقل

گر وصل دوست می طلبی زینهار سیف

پیوند هر دو کون ز خاطر فرو گسل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴ایا سلطان عشق تو نشسته بر سریر دل
  2. شمارهٔ ۳۴۵ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل
  3. شمارهٔ ۳۴۶دل نمیرد تا ابد گر عشق باشد جان دل
  4. شمارهٔ ۳۴۷دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل
  5. شمارهٔ ۳۴۸ای آنکه عشق تو دل جانست وجان دل
  6. شمارهٔ ۳۴۹ای ز زلفت حلقه یی بر پای دل
  7. شمارهٔ ۳۵۰تنی داری بسان خرمن گل
  8. شمارهٔ ۳۵۱باغ را گرچه به رخ کرد بهشت آیین گل
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.