پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

تنی داری بسان خرمن گل

عرق از وی روان چون روغن گل

صبا از رشک اندام چو آبت

فگنده آتش اندر خرمن گل

چمن از خجلت روی چو ماهت

شکسته چون بنفشه گردن گل

گر از رویت بهار آگاه باشد

پشیمان گردد از آوردن گل

بسیل تیره ابر نوبهاری

بریزد آب روی روشن گل

غم تو در گریبان دل من

چو خار آویخته در دامن گل

منم از خوردن غمهای تو شاد

چو زنبور عسل از خوردن گل

اگر از خاک کویت بو بگیرد

قبای غنچه و پیراهن گل

چو در برگ از خزان زردی فزاید

ز روح نامیه اندر تن گل

مها از سیف فرغانی میازار

نخواهد عندلیب آزردن گل

گلت را همچو بلبل دوست دارست

جعل باشد نه بلبل دشمن گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲چو بیند روی تو ای نازنین گل
  2. شمارهٔ ۳۵۳در گلستان گرنباشد شاهد رعنای گل
  3. شمارهٔ ۳۵۴عاشقان راسوی خود هم خود بود جانان دلیل
  4. شمارهٔ ۳۵۵ما جان فدای آن رخ نیکوش می‌کنیم
  5. شمارهٔ ۳۵۶ای ز رویت پرتوی مرآفرینش را تمام
  6. شمارهٔ ۳۵۷آنی که کس بخوبی تو من ندیده ام
  7. شمارهٔ ۳۵۸بتی که ازلب او ذوق جان همی یابم
  8. شمارهٔ ۳۵۹گر بدان خوش پسر رسد دستم
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.